تبلیغات
فرهنگ فارسی ملت ایران - ولادت حضرت زهرا
 
فرهنگ فارسی ملت ایران
هر ایرانی در جمعی خودمانی
پنجشنبه 12 فروردین 1395

سروده اقبال لاهوری در وصف حضرت زهرا (س) از معروف‌ترین سروده‌های این شاعر گران‌مایه است که می توان آن را مهم‌ترین اثر شعر فارسی، در وصف دختر پیامبر اسلام(ص) توصیف کرد. اقبال در این سروده حضرت زهرا (س) را که همسر علی مرتضی (ع) است و فرزندی چون امام حسین (ع) را پرورانده است، اسوه کامل زنان عالم می‌داند که باید سرمشق زنان مسلمان باشد. مریم از یک نسبت عیسی عزیز از سه نسبت حضرت زهرا عزیز نور چشم رحمت للعالمین آن امام اولین و آخرین آن که جان در پیکر گیتی دمید روزگار تازه آئین آفرید بانوی آن تاجدار هل اتی مرتضی مشکل گشا شیر خدا پادشاه و کلبه ئی ایوان او یک حسام و یک زره سامان او مادر آن مرکز پرگار عشق مادر آن کاروان سالار عشق آن یکی شمع شبستان حرم حافظ جمعیت خیر الامم وان دگر مولای ابرار جهان قوت بازوی احرا جهان در نوای زندگی سوز از حسین اهل حق حریت آموز از حسین سیرت فرزندها از امهات جوهر صدق و صفا از امهات مزرع تسلیم را حاصل بتول مادران را اسوه کامل بتول بهر محتاجی دلش آنگونه سوخت با یهودی چادر خود را فروخت نوری و هم آتشی فرمانبرش گم رضایش در رضای شوهرش آن ادب پروده صبر و رضا آسیا گردان و لب قرآن سرا گریه‌های او زبالین بی نیاز گوهر افشاندی بدامان نماز اشگ او بر چید جبریل از زمین همچو شبنم ریخت بر عرش برین رشته آئین حق زنجیر پاست پاس فرمان جناب مصطفی است ورنه گرد تربتش گردیدمی سجده‌ها بر خاک او پاشیدمی کوثر زلال سرودهسودابه مهیجى تو، با منی از این پس و تنها همین بس است این سهمم از تمام زمان و زمین بس است تو با منی و هر نفست هستی مرا تا لحظهْ لحظة نفس واپسین بس است سهم من از بهشت تویی کوثر زلال! اینکه به آیه های تو دارم یقین، بس است دست تو در دو دست تهیدست من، چه خوب! این گنج بی مضایقه در آستین بس است قلب مرا که از همة خاک خسته بود پرواز با تو ای پری نازنین بس است در کلبه محقر من نه! چراغ نیست رخسار ماهتاب تو ای مه جبین بس است ای روزگار! سهم من از خار زار تو یک شاخه گل شده است که بیخار، این بس است مهر وماه سروده سودابه مهیجى رسیده اند صمیمانه مهر وماه به هم دو چشم عاشقشان زل زده است- آه- به هم چه شاکرند به درگاه عشق از اینکه رسیده اند به پیوندِ دل¬بخواه، به هم به عشق می اندیشند با دو دیدة تر به راه راست، به دوریِّ از گناه، به هم به اینکه عهد ببندند و سخت، دل بدهند برای بودن تا انتهای راه، به هم چه مؤمنانه خدا را به شکر می¬خوانند دو تا کبوتر معصوم با نگاه به هم شب است اما روشن¬تر از سپیده صبح بدل شده است چه زیبا شب و پگاه به هم گشوده شد در فردوس و رهسپار شدند دو قلب پاک بهشتی به حجله گاه، به هم مادر یازده خورشید از سودابه مهیجی محبوبه حق، از دامان زنی پا به زمین گذاشت که تنها محرم شب های وحی و روزهای رسالت محمد بود.این نورسیده که تمام بلند بالایی «لولاک» را به ارث برده بود، آمد تا آبروی زنانِ قرونِ زنده به گور تاریخ باشد؛ قرن های برباد رفته ای که تجلی لطافت خدا را در صورت، عطوفت زن، انکار کرده بود و دست های هرزه اش، به خون تمام دختران زمین آلوده بود.عصمت، در لباس زنی به دنیا آمد که تمام تاریخِ تا امروز، در قامتِ توحید و آزادگی او حیران شده است و یازده خورشید روشن گر ابدی، از دامان پرستاره او، به معراج رفته اند.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 30 مرداد 1396 03:02 ب.ظ
You are so cool! I don't suppose I have read through something like
this before. So good to find another person with a few original
thoughts on this subject matter. Seriously.. thanks for starting
this up. This website is something that's needed on the internet, someone with some originality!
دوشنبه 23 مرداد 1396 03:57 ب.ظ
Heya just wanted to give you a brief heads up and let you know a
few of the pictures aren't loading properly. I'm not sure why
but I think its a linking issue. I've tried it in two different internet browsers and both show the same outcome.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی