تبلیغات
فرهنگ فارسی ملت ایران - کیسه های شن
 
فرهنگ فارسی ملت ایران
هر ایرانی در جمعی خودمانی
چهارشنبه 18 فروردین 1395

مردی با دو چرخه به خط مرزی میرسد... او دو کیسه بزرگ همراه خود داشت... مامور مرزی میپرسد : در کیسه ها چه داری ؟ مرد پاسخ داد : شن..... مامور او را از دوچرخه پیاده میکند و چون به او مشکوک بود ، او را بازداشت می کند . ولی پس از بازرسی فراوان واقعاً جز شن چیز دیگری نمی یابد ... بنابراین به او اجازه عبور می دهد . هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا ... این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می شود و پس از آن، مرد دیگر در مرز دیده نمی شود . یک روز آن مامور در شهر او را می بیند و پس از سلام و احوال پرسی ، به او می گوید : من هنوز هم به تو مشکوکم و میدانم که در کار قاچاق بودی ...! راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می کردی ؟ قاچاقچی لبخند زنان میگوید : دوچرخه...! بعضی وقت ها موضوعات فرعی ما را به کلی از موضوعات اصلی غافل می کند. بقول سهراب چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید ... براستی چقدر در کارها و زندگیمان دنبال کیسه های شن هستیم.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
دوشنبه 27 شهریور 1396 07:40 ق.ظ
Everything is very open with a really clear explanation of the issues.
It was truly informative. Your site is extremely helpful.
Many thanks for sharing!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی